گوزل قئزیم🌿💫
النا جانِ دل 💚 گاهی مادر بودن یعنی تماشای معجزهای که آرام و بیصدا قد میکشد… یعنی همان دخترکِ کوچکِ با موهای گرهخورده و دستهای همیشه چسبیده به دامنم، در یک چشم به هم زدن با گامهایی مطمئن به شانزدهسالگی برسد. باورم نمیشود زمان چگونه از میان انگشتانم لغزید؛ دیروز برایت قصه میگفتم تا خوابت ببرد، امروز خودت قصهی رویاهایت را مینویسی. دیروز بند کفشت را میبستم، امروز گرههای فکر و آرزوهایت را خودت باز میکنی. ا...



